چهار شنبه 28 آذر 1397  |   9 ربیع الثانی 1440

 

...
شماره : 1606 تعداد بازدید : 336


تأثیر حمایت شبکه‌های جمعی از زنان در ارتقای جایگاه سیاسی آن‌ها به سطوح مقام سیاسی

نوشته‌ی خانم طاهره مهرورزیان

رساله‌ی دکتری خانم طاهره مهرورزیان در شهریورماه سال 1396 در رشته‌ی علوم سیاسی و گرایش سیاست‌گذاری فرهنگی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی دفاع شده است. دکتر کیومرث اشتریان و دکتر حمیرا مشیرزاده به ترتیب استاد راهنما و مشاور این رساله هستند. گزارش رساله در شش فصل شامل کلیات تحقیق،‌ پیشینه‌ی تحقیق، رویکرد نظری، روش تحقیق، تأثیر سرمایه‌ی اجتماعی شبکه بر کسب مقام سیاسی و نتایج و یافته‌های تحقیق ارائه شده است. این گزارش با فهرست منابع و پیوست‌ها به انتها می‌رسد. 94 منبع فارسی و 18 منبع لاتین در نگارش رساله به کار رفته است.   
در فصل اول با مباحثی پیرامون مشارکت زنان در عرصه‌های سیاسی از نظر قانون اساسی، رتبه‌ی ایران در آمار شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصاد در سال 2016، آمارهای تعداد نماینده‌ها و نامزدهای زن از دوره‌ی اول تا نهم مجلس شورای اسلامی، قوه‌ی قضائیه، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و دولت، اطلاعاتی در مورد مقایسه‌ی میزان حضور زنان در پارلمان و هیئت دولت کشورهای مختلف جهان در سال 2017 و جایگاه ایران، طرح مسأله‌ی پژوهش ارائه شده است. نویسنده در انتهای بیان مسأله بیان می‌دارد پژوهش حاضر درصدد یافتن تأثیر حمایت شبکه‌های جمعی از زنان در ارتقای آن‌ها به عرصه‌های مقام سیاسی و حاکمیتی در ایران بوده و برای این منظور ارتباطات شبکه‌ای و عضویت زنان در نهادها، گروه‌ها و احزاب و میزان تأثیر آن بر گزینش زنان به عنوان مقام سیاسی را بر مبنای نظریه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی شبکه بررسی خواهد کرد.
ضرورت انجام پژوهش در سه قسمت نظری، کاربردی و در انتها قانون‌گذاری و برنامه‌ریزی توضیح داده شده است. اهداف پژوهش این‌گونه آمده است:
•شناسایی میزان اهمیت و تأثیر ارتباطات شبکه‌ای و حمایت شبکه‌های جمعی از زنان در افزایش ارتقای جایگاه سیاسی آنان به عرصه‌ی مقام سیاسی.
•ترسیم و توصیف وضعیت حضور زنان ایرانی در جایگاه مقام سیاسی در سال‌های پس از انقلاب، هم‌چنین توصیف و تبیین شبکه‌ی ارتباطی زنانی که به مقام سیاسی دست‌ یافته‌اند.
• بررسی شبکه‌های مذکور و شناسایی و تحلیل نظرات خبرگان حوزه‌ی مسائل زنان در مورد اهمیت و چگونگی حمایت شبکه‌های جمعی از زنان و تأثیر آن بر ارتقای جایگاه سیاسی زنان.
در ادامه‌ی این فصل نظریه‌ی مورد استفاده نظریه‌ی نان لین و رونالد برت در مورد سرمایه‌ی اجتماعی شبکه عنوان شده است.

سؤال اصلی پژوهش می‌پرسد:
حمایت شبکه‌های جمعی از زنان چه تأثیری در ارتقای جایگاه سیاسی آن‌ها به سطوح مقام سیاسی دارد؟

سؤالات فرعی عبارت‌اند از:
•زنانی که مقام سیاسی (نمایندگان مجلس) دست یافته‌اند، چه میزان به منابع شبکه‌های جمعی (حمایت‌های اطلاعاتی، توصیه‌ای و مشروعیت‌بخشی) دسترسی داشته‌اند و برای رسیدن به این موقعیت آن‌ها را بسیج نموده‌اند و اسامی آن‌ها در لیست‌های انتخاباتی آمده است؟
•زنانی که به مقام سیاسی دست یافته‌‌اند عضو چه شبکه‌هایی بوده و از چه ارتباطاتی برخوردار بوده‌اند؟ الگوی شبکه‌ی ارتباطی آن‌ها چگونه‌است؟
•از نگاه خبرگان حوزه‌ی زنان، حمایت شبکه‌های جمعی تا چه میزان در ارتقای جایگاه سیاسی زنان به سطوح مقام سیاسی مؤثر است؟
فرضیه‌ی اصلی نیز معتقد است حمایت شبکه‌های جمعی از زنان باعث افزایش ارتقای جایگاه سیاسی آن‌ها به سطوح مقام سیاسی است.
شیوه‌ی پژوهش کیفی با تکنیک تحلیل شبکه و تحلیل محتوا بوده است. اطلاعات مورد نیاز در مورد شبکه‌ی ارتباطی افراد و حمایت شدن یا نشدن آن‌ها از طریق گفت‌وگو، مصاحبه و اسناد موجود گردآوری شده و پس از بررسی و تحلیل اطلاعات گردآوری شده با استفاده از نرم‌افزار‌های تحلیل شبکه، الگوی بهره‌گیری از روابط شبکه‌ای و بهره‌مندی از حمایت‌های شبکه‌های جمعی در کسب مقام سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است.
قلمرو پژوهش به‌لحاظ موضوعی، مکانی و زمانی تأثیر حمایت شبکه‌های جمعی از زنان در ارتقا‌ی جایگاه سیاسی آن‌ها به سطوح مقام سیاسی در ایران از سال 1357 تا 1396 است.
جامعه‌ی آماری شامل زنانی است که بعد از انقلاب اسلامی به سمت مقام سیاسی دست یافته‌اند. به دلیل محدود بودن جامعه‌ی آماری نمونه‌گیری صورت نگرفته است. اما برای مصاحبه‌های اولیه که به صورت عمیق نیمه ساخت‌یافته با خبرگان حوزه‌ی زنان بوده از شیوه‌ی نمونه‌گیری به روش گلوله‌ی برفی استفاده شده است.
در ادامه‌ی این فصل تعریف عملیاتی متغیرهای حمایت شبکه‌های جمعی و‌ مقام سیاسی ارائه شده است.
جهت تأیید اعتبار ابزار از روش تأیید اساتید راهنما، مشاور و داور استفاده شده است.
در فصل دوم با عنوان «پیشینه‌ی تحقیق» ضمن اشاره به برخی از پژوهش‌هایی که تاکنون در زمینه‌ی مطالعات زنان در حوزه‌ی سیاسی و مباحث مرتبط با سرمایه‌ی اجتماعی شبکه به نگارش درآمده، وجه تمایز پژوهش حاضر با آن‌ها بیان شده است.
فصل سوم با عنوان «رویکرد نظری» مبانی و الگوی نظری را در بردارد. در این فصل با توجه به سؤال پژوهش و با هدف یافتن نظریه‌ای که قادر به بررسی فرضیه و ارائه‌ی پاسخی مناسب برای سؤال مورد نظر باشد، نظریه‌ی سرمایه‌ی اجتماعی شبکه و الگوهای مرتبط با آن‌ مطرح و توضیح داده شده است. هم‌چنین چگونگی سنجش و اندازه‌گیری سرمایه‌ی اجتماعی شبکه و مدل آن و مدل تأثیر سرمایه‌ی اجتماعی شبکه بر کسب مقام سیاسی نیز آمده است.
‌فصل چهارم با عنوان «روش تحقیق» به روش پژوهش، تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای مورد بررسی، محدوده‌ی مورد مطالعه، روش نمونه‌گیری، جامعه‌ی آماری و روش تجزیه و تحلیل نمونه‌ها به تفصیل بیان شده است.
فصل پنجم با عنوان «تأثیر سرمایه‌ی اجتماعی شبکه بر کسب مقام سیاسی» به توصیف و تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش و داده‌ها اختصاص دارد و شامل سه بخش است: در بخش نخست لیست‌های انتخاباتی مربوط به انتخابات تمام دوره‌های مجلس شورای اسلامی بررسی شده و میزان حمایت لیست‌ها از زنانی که در هر دوره به مجلس راه یافته‌اند، تحلیل شده است. بخش دوم به سنجش سرمایه‌ی اجتماعی شبکه‌ی کنشگران سیاسی (زنانی که به عنوان نماینده‌ی مجلس انتخاب شده‌اند و دولت‌زنان) اختصاص دارد. در این بخش با استفاده از نرم‌افزارهای تحلیل شبکه، گراف‌های مربوط به شبکه‌ی ارتباطی کنشگران ترسیم و مرکزیت و قدرت هریک از نهادهای موجود در شبکه‌ی ارتباطی مورد نظر و هم‌چنین کنشگران مشخص شده و بر مبنای مرکزیت‌ها و قدرت نهادها و کنشگران، مباحث ارائه می‌شود. در بخش پایانی این فصل مصاحبه‌های عمیق انجام شده تحلیل محتوا شده و نظرات خبرگان حوزه‌ی زنان ذکر شده است.
فصل ششم نیز با عنوان «نتایج و یافته‌های تحقیق» به نتیجه‌گیری، ارائه‌ی راه‌های حل مسأله، پیشنهادها و بیان دشواری‌ها و سختی‌های تحقیق می‌پردازد.

برخی از یافته‌های تحقیق در ذیل آمده است:
•یافته‌ها بیانگر اهمیت و تأثیر مورد حمایت قرار گرفتن از جانب گروه‌های بانفوذ در رسیدن به مقام سیاسی است، هرچند نوع حمایت‌ها در حوزه‌های انتخابیه‌ی مختلف متفاوت است ولی نتیجه حاکی از تأثیر مثبت و در مواردی صد در صدی حمایت در رسیدن به قدرت است.
oاز آن‌جا که نظام انتخاباتی تهران مبتنی بر نظام انتخاباتی «اکثریتی دسته‌جمعی» است و نامزد‌ها نمی‌توانند مستقیماً با رأی‌دهندگان در ارتباط بوده و اعتماد آن‌ها را جلب کنند، کسانی شانس پیروزی در انتخابات را دارند که در لیست‌های انتخاباتی احزاب و گروه‌های سیاسی قرار گیرند، لذا زنانی که توسط گروه‌ها و احزاب سیاسی در تهران (و کلان‌شهرها) مورد حمایت لیستی قرار گرفته‌اند، در صورتی‌که از جانب حزب پیروز در آن دوره حمایت شده باشند، همگی (صد در صد) توانسته‌اند در رقابت پیروز شوند.
oدر شهرهای کوچک‌تر با تعداد یک تا دو نماینده که نظام انتخاباتی آن‌ها نظام «حداکثری ساده» است،‌ حمایت حزبی و لیستی خیلی کارآمد نیست، چنان‌چه فقط 43 درصد از زنانی که برای نمایندگی مجلس دهم در این شهرها کاندید شده و از جانب حزب اطلاح‌طلب‌ حمایت شده‌اند، توانسته‌اند به مجلس راه پیدا کنند و 57 درصد از آن‌ها در رقابت پیروز نشده‌اند. هم‌چنین زنان مورد حمایت اصول‌گرایان در تهران و شهرستان‌ها موفق نشدند به مجلس راه یابند. لذا می‌توان گفت در این شهرها حمایت‌ها شکل‌های دیگری به خود می‌گیرد که با نوع حمایت‌ها در کلان‌‌شهرها متفاوت است. در شهرهایی که تعداد نماینده‌های کمتری دارند معمولاً ارتباطات فردی، دوستانه، فامیلی و قومی بسیار تأثیرگذار است. هم‌چنین نهادهایی مانند سپاه، بسیج، ائمه‌ی جمعه و جماعات، رئیس ایل و طایفه و ... می‌توانند با حمایت از کاندیداها، به پیروز شدن آن‌ها کمک کنند.
•عضویت کنشگران در شبکه‌های مختلف و مورد حمایت آن‌ها قرار گرفتن در مسیر دست‌یابی به مقام سیاسی بسیار مهم و ضروری است. کنشگران مورد نظر پژوهش ‌حاضر خودآگاه یا ناخودآگاه با گسترش ارتباطات خود در روابط اجتماعی سرمایه‌گذاری کرده‌اند و از سود حاصله به شکل دست‌یابی به مقام سیاسی بهره‌ برده‌اند، اما برخی از این کنشگران با ساختاربندی مناسب شبکه‌ی ارتباطی خود (ارتباط با نهادهای بانفوذ و تأثیرگذار، بهره‌گیری حداکثری از پیوندهای ضعیف، نزدیک شدن به موقعیت‌های استراتژیک و حفره‌های ساختاری)، توانسته‌اند شبکه‌ی ارتباطی قوی‌تری داشته باشند و در شبکه‌ی کلی زنان فعال سیاسی جایگاه تأثیرگذارتری را برای خود ایجاد کنند. این کنشگران کسانی هستند که در شبکه‌ی نمایندگان مجلس و دولت‌زنان از بیشترین مرکزیت و قدرت برخوردار هستند. این افراد با استفاده از مزیت نزدیکی به موقعیت‌های استراتژیک در شبکه و برقراری ارتباطات مؤثر با نهادهای تأثیرگذار و دارای مرکزیت بالا، سرمایه‌ی اجتماعی خود را افزایش داده و جایگاه سیاسی خود را تقویت کرده‌اند. هم‌چنین باید گفت کنشگرانی که از مرکزیت بالاتری برخورداراند، از حمایت‌های نهاهای «حمایت، حزب، تجربه‌ی مدیریتی، سازمان دولتی، دوستی، همکاری، دانشگاه و فامیلی» بیشتری برخوردار بوده‌اند.
•از نظر پاسخ‌گویان به ترتیب: نبود ارتباطات شبکه‌ای زنانه، وجود فرهنگ پدرسالار، مردانه بودن ابزارهای قدرت یا به عبارت دیگر انحصار شبکه در اختیار مردان و بی‌بهره بودن زنان از ابزار قدرت، عضویت اندک زنان در احزاب به عنوان یک شبکه‌ی ارتباطی مؤثر و با نفوذ (رویکرد احزاب عموماً مردانه و تک‌جنسیتی است) و حمایت نکردن زنان، دولتمردان و حاکمیت از زنان به میزان کافی و هم‌چنین نبود امکان لابی برای زنان توسط شبکه‌ی زنانه از موانع جدی ارتقای جایگاه زنان به سطوح مقامات سیاسی است.

کلیدواژه‌ها:
حمایت، شبکه‌های جمعی، زنان، ارتقای جایگاه سیاسی، مقام سیاسی.

منبع :
........

رمان معاصر ايران، گذشته، حال و آينده

پایگاه داده های فرهنگی دینی

نشرنامه

دبیر خانه اجلاس دو سالانه بررسی ابعاد وجودی حضرت مهدی عج

کتابخانه معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی

لینک مدارس صدرا

لینک های مرتبط

نمايشگاه چشم اندازايران اسلامي ،درافق 1404درمجلس شوراي اسلامي