العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
یکشنبه 2 اردیبهشت 1397  |   5 شعبان 1439

 

...
شماره : 1579 تعداد بازدید : 193


بررسی مناسبات فرهنگی ایران و فرانسه در دوره‌ی پهلوی (1304-1357)

نوشته‌ی آقای پیام نیک‌پور بدر

این رساله‌ توسط آقای پیام نیک‌پور بدر برای اخذ مدرك دکتری در رشته‌ی تاریخ گرایش ایران اسلامی از دانشگاه خوارزمی در سال 1396 نوشته شده است. راهنمایی این پایان‌نامه را آقای دکتر فرهاد پورآرین و مشاوره‌ی آن را آقایان دکتر رضا شعبانی و دکتر میرهادی حسینی بر عهده داشتند. این پایان‌نامه در 7 فصل و 270 صفحه نوشته شده است و نویسنده در نگارش آن از 100 منبع استفاده کرده است.
نویسنده در فصل اول با عنوان «کلیات»، با اشاره به مناسبات فرهنگی ایران با فرانسه از جمله تأسیس مدارس فرانسوی مدرن در ایران، همکاری فرانسویان در ساخت دانشگاه‌ها و مدارس مدرن و ساخت و افتتاح مراکز فرهنگی چون کتابخانه‌ها، موزه‌ها و... هدف از این پژوهش را بررسی این مناسبات در دوره‌ی پهلوی و تأثیرات مثبت یا منفی آن بر فرهنگ ایران بیان کرده است.

پرسش‌های اصلی این پژوهش عبارت است از:
1-در دوره‌ی رضاشاه مناسبات فرهنگی ایران و فرانسه بر چه مبنایی بود و چه پیامدهایی اجتماعی داشت؟
2-در دوره‌ی محمدرضا شاه روابط فرهنگی ایران و فرانسه چه تحولاتی پیدا کرد؟

پرسش‌های فرعی نیز عبارت است از:
1.تبادل دانشجو و استاد میان ایران و فرانسه در دوره‌ی پهلوی در چه ابعادی و چگونه انجام شد؟
2.در ایران دوره‌ی پهلوی، مراکز فرهنگی فرانسوی چه تأثیری بر فرهنگ سنتی گذاشتند؟

فرضیه‌های پژوهش عبارت است از:
1-در دوره‌ي رضاشاه، برنامه‌ي گسترش مدارس فرانسوی در ایران پی گرفته شد و روابط فرهنگی ایران و فرانسه در درجه‌ی اول مبتنی بر سیاست تبادل استاد و دانشجو بود.
2-در دوره‌ي محمدرضا شاه روابط فرهنگی ایران با فرانسه نسبتاً کاهش یافت و به تدریج زبان بین‌المللی ایران به زبان انگلیسی تغییر پیدا کرد. علاوه بر آن افکار آزادی‌خواهانه‌ فرانسویان بر بخشی از اقشار فرهنگی و تحصیل‌کرده‌ی ایران تأثیرات جدی گذاشت و منشأ تحولاتی گردید.
نویسنده در ادامه به پیشینه‌ی پژوهش، نقد و بررسی منابع و سازمان‌دهی پژوهش پرداخته آن‌گاه واژه‌ی «فرهنگ» را مورد بحث قرار داده است. مناسبات ایران و فرانسه پیش از دوره‌ي پهلوی و سیاست‌های فرهنگی فرانسه در ایران از جمله همکاری‌های ادبی ایران و فرانسه، تأسیس مدارس مدرن توسط فرانسویان در ایران، مطالعات ایران‌شناسی در فرانسه، اعزام دانشجویان ایرانی به فرانسه، تبادل استاد و معلم میان دو کشور و فعالیت‌های فرهنگی ـ سیاسی ایرانیان در فرانسه در فصل‌های دوم و سوم این رساله به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است.
نویسنده در چهارمین فصل این پژوهش به روابط باستان‌شناسی ایران و فرانسه پرداخته و با اشاره به واگذاری امتیاز حفاری‌های باستان‌شناسی به فرانسه، فعالیت‌های باستان‌شناسان فرانسوی را در ایران از جمله فعالیت‌های هیأت رومن گیرشمن در بیشاپور فارس، هیأت هانری ورن در سرپل ذهاب و ... با استناد به اسناد، مورد بحث قرار داده است.
فصل پنجم این رساله به رجال و شخصیت‌های ایرانی تحصیل‌کرده در فرانسه اختصاص یافته است. نویسنده در این فصل به بررسی شرح حال و فعالیت‌های فرهنگی 36 نفر از رجال فرهنگی دوره‌ی پهلوی که از دانشگاه‌های فرانسه فارغ‌التحصیل شده‌اند پرداخته است؛ از آن جمله می‌توان به اسماعیل مرآت، عیسی صدیق، ایران درودی، رضا قطبی، علی‌اکبر سیاسی، قاسم غنی، فریدون کشاورز، سیدعلی شایگان و ... اشاره کرد. در ششمین فصل این پژوهش نیز به روابط پزشکی ایران و فرانسه پرداخته و پس از بحث درباره‌ي تأسیس مراکزی چون آموزشگاه عالی مامایی و انستیتوپاستور ایران توسط فرانسویان، به سرگذشت، خدمات و فعالیت‌های 23 نفر از پزشکان ایرانی فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌های فرانسه از جمله دکتر هوشنگ امیراعلم، محمدحسن خان حکیم‌الدوله، یحیی عدل، مهدی آذر، نصرت‌الله باستان، محمدعلی ملکی، ابوالقاسم پزشکیان و ... پرداخته است.
آخرین فصل این پژوهش به تاریخ روابط فراماسونری ایران و فرانسه در دوره‌ی پهلوی اختصاص یافته است. نویسنده در این فصل ابتدا به لژ بیداری ایران که با اجازه‌ی رسمی لژ شرق اعظم پاریس و شورای عالی ماسونی فرانسه در ایران تأسیس شد پرداخته و فعالیت‌های آن لژ را مورد بحث و بررسی قرار داده است. آن‌گاه با اشاره به تأسیس دیگر لژهای ماسونی فرانسوی در ایران، به رقابت‌های این لژها با لژهای فراماسونوی آمریکایی در ایران پرداخته است.

کلیدواژه‌ها:
ایران، فرانسه، دوره‌ی پهلوی، مناسبات فرهنگی. 

منبع :
تازه های نشر