العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
جمعه 24 آذر 1396  |   25 ربیع الاول 1439

 

...
شماره : 1574 تعداد بازدید : 27


گونه‌پژوهی تحلیلی روایات تفسیری اصول الکافی کلینی(ره)

نوشته‌ی آقای مهدی خوشدونی

رساله‌ی حاضر توسط آقاي مهدی خوشدونی جهت دریافت درجه‌ی دکتری از دانشگاه تهران پردیس فارابی در سال 1396 نگاشته شده است. حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی راد سمت استاد راهنما و حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمدعلی مهدوی‌راد و دکتر سید محمد موسوی‌مقدم سمت استادان مشاور رساله را داشته‌اند.
رساله شامل چکیده، مقدمه،‎‎ْْ فهرست مطالب، فهرست منابع و بدنه‌ی تحقیق می‌باشد که در پنج فصل با عناوين «کلیات و مفاهیم»، «مبانی نظری پژوهش»، «روایات قرآن‌شناسی اصول الکافی»، «روایات تبیینی اصول الکافی» و «روایات مرتبط در اصول الکافی» در 413 صفحه ارائه گرديده است. در این رساله نوع پژوهش بنیادی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه‌ای و روش پژوهش تحلیل محتوا بوده که از 313 منبع فارسي و عربی استفاده شده است.
در این رساله تلاش گردیده تا روایات تفسیری اصول کافی به عنوان یکی از منابع مهم و متقدم حدیثی امامیه بررسی و تحلیل و پس از آن کارآیی و جایگاه این روایات در اصول کافی و تفسیر امامیه بیان و اشکالات پیرامون آن پاسخ داده شود.
فصل اول با عنوان «کلیات و مفاهیم» شامل دو بخش می‌شود. بخش اول از فصل اول با عنوان «کلیات» به بیان مسأله، سؤالات، فرضیه‌ها، اهداف، ضرورت و پیشینه‌ی پژوهش اختصاص دارد.
سؤال اصلی پژوهش عبارت است از: فراوانی گونه‌ها و اعتبار روایات تفسیری اصول الکافی چگونه است؟

سؤالات فرعی پژوهش عبارت است از:
1.روایات تفسیری در اصول الکافی به چه گونه‌هایی قابل تقسیم و از لحاظ محتوایی چه ویژگی‌هایی دارند؟
2.اعتبار محتوایی روایات تفسیری اصول الکافی بر اساس مبانی امامیه در تفسیر قرآن چه میزان است؟
3.رویکرد کلینی در گزینش روایات تفسیری در اصول الکافی چیست؟

فرضیه‌های پژوهش عبارت است از:
1.روایات تفسیری اصول الکافی از لحاظ محتوایی به سه قسمت کلان قرآن‌شناسی (فرامتنی) و تبیینی (درون‌متنی) و مرتبط قابل تقسیم است و به‌طور جزئی‌تر نیز شامل گونه‌های دیگر می‌گردند.
2.محتوای غالب روایات تفسیری اصول الکافی مطابق مبانی امامیه در تفسیر دارای اعتبار می‌باشند لذا دلالت‌های بیشتر این روایات درباره‌ی قرآن کریم معتبر و صحیح است.
3.رویکرد اصلی کلینی در انتخاب و به‌کارگیری روایات تفسیری در اصول الکافی رویکردی تأویل‌گرا و تعمیمی به اهل بیت(ع) است.

اهداف پژوهش عبارت است از:
1.بررسی فراوانی و تنوع روایات تفسیری موجود در اصول الکافی
2.گونه‌پژوهی و شناخت گونه‌های مختلف روایات تفسیری در اصول الکافی
3.پاسخ‌گویی به بسیاری از شبهات پیرامون برخی از روایات اصول الکافی
4.بررسی اعتبار محتوایی روایات تفسیری اصول الکافی بر اساس مبانی امامیه در تفسیر قرآن
5.تحلیل رویکرد کلینی در گزینش احادیث تفسیری
6.کاربردی‌سازی نقش روایات تفسیری در فهم معارف قرآنی
7.تحلیل، نقد و ارزیابی روایات تأویلی، جری و تطبیق اصول الکافی کلینی
8.فهم رهاوردها و کاربردهای روایات تفسیری اصول الکافی در دانش قرآنی.
بخش دوم از فصل اول با عنوان «مفاهیم» به مفاهیم بنیادی پژوهش از جمله: گونه‌پژوهی، تحلیل، روایات تفسیری، کلینی و کافی، اعتبارسنجی و رویکرد می‌پردازد.
در این بخش ابتدا واژه‌ی گونه‌شناسی روایات با عبارت «شناخت انواع و دسته‌های مختلف روایات» تعریف می‌شود و پس از آن درباره‌ی واژه‌ی گونه‌پژوهی که از ابداعات این رساله می‌باشد این‌گونه بیان می‌شود: در گونه‌پژوهی با استفاده از روش تحلیل گونه دلایل، شواهد و تحلیل‌های لازم برای اثبات یک روایت که به چه علت ذیل گونه تفسیری قرار می‌گیرد، پرداخته شده و روایت مورد تحلیل و ارزیابی قرار می‌گیرد؛ بنابراین رسالت کاری گونه‌پژوهی گسترده‌تر از گونه‌شناسی است. 
در ذیل تعریف واژه‌ی تحلیل آمده است: در این پژوهش منظور از واژه‌ی تحلیل، بررسی، ارزیابی و در موارد لزوم نقد احادیث تفسیری است. هم‌چنین مقصود از روایات تفسیری، دسته‌ای از روایات است که به ارائه‌ی نکته یا توضیحی درباره‌ی آیات قرآن پرداخته‌اند.
مقصود از اعتبارسنجی در این پژوهش عبارت است از به‌کارگیری روش‌ها و قواعدی که اسباب اطمینان به صحت صدور روایت از معصومان منجر می‌شود یا آن‌که شبهه‌ی جعلی بودن آن احادیث را نقض یا اثبات می‌کند و از آن‌جا که هدف این پژوهش فهم و بررسی محتوای احادیث تفسیری است و نظری بر رجال و سند روایات ندارد، به اعتبارسنجی سندی نمی‌پردازد.
فصل دوم با عنوان «مبانی نظری پژوهش» شامل ریزموضوعات: اصول الکافی و اعتبار احادیث آن، کلینی و مسأله‌ی غلو، رهیافت‌های تشخیصی غلو و ضعف در روایات تفسیری اصول کافی، مدل جامع گونه‌پژوهی روایات تفسیری و معیارهای اعتبار محتوایی روایات تفسیری امامیه می‌شود.
در این فصل در خصوص اعتبار احادیث اصول الکافی، ابتدا به دیدگاه اخباریان یا دیدگاه افراطی که روایات اصول الکافی را تالی تلو قرآن می‌دانند و پس از آن به دیدگاه اصولیان که معتقدند روایات غیر صحیح نیز در اصول الکافی وجود دارد، اشاره شده است و در نهایت دیدگاه واقع‌گرایانه ارائه شده که دیدگاه منتخب این پژوهش می‌باشد. بر اساس این دیدگاه صحت تمامی احادیث اصول الکافی ادعا نمی‌شود و لازم است روایات بر اساس معیارهای صحت حدیث و قواعد فقه‌الحدیث تحلیل و ارزیابی شوند.
ذیل مدل جامع گونه‌پژوهی روایات تفسیری، روایات قرآنی به دو دسته‌ی اصلی: روایات قرآن‌شناسی که حاوی معرفت کلی و فرامتنی از قرآن است و روایات قرآن‌تبیینی که حاوی معرفت درون‌قرآنی و درون‌متنی است، تقسیم می‌شود. روایات دسته‌ی اخیر به ترتیب به دو دسته‌ی روایات مستفاد و روایات متناسب تقسیم می‌شود. روایات مستفاد علاوه بر تبیین، عمل استنطاق را نیز به عهده دارد بدین معنا که آموزه و نظریه‌ی قرآنی در حل یک مسأله‌ی نوآمد از بطن یا مقاصد قرآن استنباط و استخراج می‌شود. روایات متناسب به چهار دسته تقسیم می‌شود:
- روایات معناشناسی که به دلالت معنایی واژه یا مصطلح قرآنی محدود بوده و شامل دلالت در سطح زبانی است؛
- روایات تفسیری که مراد جمله‌های قرآنی را در سطح ظاهر بیان می‌کند؛
- روایات تأویلی که شامل دلالت در سطح باطن قرآن کریم بوده و ظهور آن در تبیین قرآنی از اندیشه‌های اهل بیت نشأت گرفته است؛
- روایات جری و تطبیق که شامل انطباق الفاظ و آیات قرآن بر مصادیقی غیر از آن‌چه آیات درباره‌ی آن‌ها نازل شده است، می‌گردد.
در پی تعریف روایات جری و تطبیق به مبانی قاعده‌ی جری و تطبیق اشاره می‌شود که عبارت است از: مبانی ادبی و مبانی نقلی (قرآنی و روایی).    
در انتهای این مدل به نوعی از روایات با عنوان «روایات مرتبط» اشاره می‌شود که مراد از این گونه، روایاتی است که فقط وحدت موضوعی با آیه داشته و در مقام تبیین، استنباط، استشهاد و استدلال به متن قرآنی نیست. ارتباط این روایات با متن ارتباط حداقلی و اشتراک موضوعی است. 
در این فصل ذیل معیارهای اعتبار محتوایی روایات تفسیری امامیه به معیارهای عام یعنی: عدم مخالفت با قرآن، عدم مخالفت با عقل، مطابقت با اصول عقلایی حاکم بر محاوره، مطابقت با اصول و مبانی قطعی امامیه و مسلمات دینی و شرعی، عدم مخالفت قطعی با احادیث معتبر و استوار، عدم مخالفت با قواعد زبان و ادبیات عرب و عدم صدور روایت در شرایط تقیه و معیارهای خاص که عبارت است از: معیار اعتبار روایات «قرآن‌شناسی»، معیار اعتبار روایات «معناشناخت»، معیار اعتبار روایات «تفسیر ظاهری»، معیار اعتبار روایات «تأویلی»، معیار اعتبار روایات «جری و تطبیق»، معیار اعتبار روایات «مستفاد» و معیار اعتبار روایات «مرتبط» دسته‌بندی شده است. لازم به ذکر است که ذیل معیار اعتبار هر یک از انواع روایات نیز به معیارهایی در خصوص اعتبار آن‌ها اشاره شده است.
فصل سوم عنوان «روایات قرآن‌شناسی اصول الکافی» را به‌خود اختصاص داده که شامل: فراوانی تحلیل و بررسی روایات قرآن‌شناسی، رهاوردها، بررسی مسأله‌ی تحریف در روایات قرآن‌شناسی، اعتبارسنجی روایات قرآن‌شناسی کلینی و رویکرد کلینی به روایات می‌گردد.
در این فصل جدول فراوانی روایات قرآن‌شناخت اصول الکافی بر اساس انواع کتاب‌شناسی، اسم‌شناسی، متن‌شناسی، تاریخ‌شناسی و روش‌شناسی تنظیم شده است که به ترتیب هریک از انواع مذکور بر اساس محتوا به دسته‌های دیگری تقسیم شده است.
از مجموع مباحث مطرح شده در این فصل می‌توان نتیجه گرفت که روایات قرآن‌شناخت علی‌رغم ماهیت فرامتنی آن حاوی داده‌های سودمند و زیربنایی در فهم قرآن است که کلینی بدان واقف بوده است. این روایات شامل شأن نزول‌ها و فضایل و خواص سور و آیات یا اطلاعات تاریخی و متن‌شناسی آیات قرآن کریم می‌باشد. شاید برخی از روایات قرآن‌شناخت کلینی در مقایسه با سایر روایات به درجه‌ی کاملی از اعتبار نرسد اما در مقایسه‌ی کلی می‌توان اذعان نمود که این‌گونه روایات مورد اعتماد، اعتبار و استفاده و استناد در حوزه‌ی شناخت قرآن و مباحث قرآن‌شناختی است.  
فصل چهارم با عنوان «روایات تبیینی اصول الکافی» پنج بخش را شامل می‌شود. در بخش اول از این فصل با عنوان «روایات معناشناخت» فراوانی روایات معناشناخت، تحلیل روش‌های اهل بیت(ع) در معناشناسی واژگان، فواید معناشناسی آیات بر اساس روایات اهل بیت(ع)، اعتبارسنجی روایات معناشناخت و رویکرد کلینی در نقل روایات واژه‌محور بررسی شده است. در پایان این بخش چنین نتیجه‌گیری شده است که اهل بیت در معناشناسی واژگان آیات از روش‌های مختلفی در تبیین مفردات استفاده کرده‌اند و در این میان واژه‌شناسی و تبارشناسی صرف واژه سهم بسیار اندکی دارد و بیشترین فراوانی به تبیین کاربرد قرآنی واژه‌ها اختصاص دارد. 
در بخش دوم از این فصل با عنوان «روایات تفسیری (تفسیر ظاهری)» به فراوانی و تحلیل روایات تفسیری اصول الکافی، کارآیی و فواید روایات تفسیری و اعتبارسنجی محتوایی روایات تفسیری پرداخته شده است. با جمع‌بندی این بخش می‌توان گفت روایات تفسیری اصول الکافی، معارفی از تفسیر ظاهر آیات را بیان می‌کند که در فهم مبهمات آیات و کشف مدالیل ظاهری آن‌ها مفید است و اغلب این تبیین‌های ائمه از آیات، اسباب تقویت بسیاری از دیدگاه‌های تفسیری مفسران در سایر روش‌های تفسیری می‌گردد که بر اساس ظاهر قرآن و روش عقلی آیاتی را تفسیر کرده‌اند، چراکه همراهی دیدگاه اهل بیت را در این‌باره دارند. البته روایات تفسیری اصول الکافی از درجاتی از اعتبار بهره‌مند بوده و ضعف‌های محتوایی نیز در آن مشاهده می‌شود اما عمده‌ی آن‌ها محتوای مورد قبول بر اساس مبانی تفسیری امامیه و موازین صحت حدیث دارند.
در بخش سوم آن با عنوان «روایات تأویلی (بیان معانی باطنی، تأویل متشابهات)»، فراوانی روایات تأویلی در اصول کافی، تحلیل روایات تأویلی در اصول کافی، رهاوردها، بررسی اعتبار محتوایی روایات تأویلی و رویکرد کلینی در نقل روایات تأویلی بررسی شده است. در پایان این بخش نتیجه‌گیری شده است که کلینی برخی از آموزه‌های اعتقادی امامیه را به روش تأویلی ارائه کرده است. هم‌چنین اشاره به بسیاری از فضایل ائمه و دیدگاه امامیه پیرامون آیات متشابه قرآن کریم دو نوع کارکرد برجسته از روایات تأویلی موجود در اصول الکافی است.
در بخش چهارم این فصل با عنوان «روایات جری و تطبیق»، فراوانی و تحلیل قرآنی جری و تطبیق، رهاوردها، اعتبارسنجی محتوایی روایات جری و تطبیق و رویکرد کلینی در گزارش روایات جری بررسی شده است. بر اساس یافته‌های این بخش تعداد پرشماری از روایات تفسیری اصول الکافی در قالب جری و تطبیق می‌گنجد که این روایات خود به موارد دیگر قابل تقسیم است. در یک تقسیم‌بندی کلی روایات جری و تطبیق به روایات جری ظاهری و جری باطنی دسته‌بندی شده است. موضوع اغلب این روایات تطبیق آیات قرآن به اهل بیت و دشمنان آن‌هاست.  
موضوع بخش پنجم از فصل چهارم «روایات مستفاد» است که شامل فراوانی روایات مستفاد، تحلیل روایات مستفاد، اعتبارسنجی محتوایی روایات مستفاد و رویکرد می‌شود. طبق یافته‌های این بخش از پژوهش، روایات مستفاد می‌توانند نشانگر کارآمدی قرآن کریم در مسائل جدید و پیش‌آمد باشند لذا این روایات تصریح دارند که قرآن زنده و جاری است که این مطلب ناظر بر حقیقت جاودانگی قرآن است.
فصل پنجم با عنوان «روایات مرتبط در اصول الکافی» به فراوانی و تحلیل روایات مرتبط، رهاوردها و اعتبارسنجی محتوایی روایت مرتبط اختصاص داده شده است. در این فصل به دنبال بررسی روایات متناسب با الگوی روایات مرتبط، تنها یک مورد روایت در اصول الکافی وجود دارد که در آن به‌طور مستقیم و صریح ـ نه  ضمنی و تلویحی ـ روایتی نقل شده که در موضوع تاریخی و قصص انبیا در ارتباط با یکی از آیات قرآن کریم می‌باشد.
در انتهای رساله نتایج و پیشنهادات [پیشنهادها] آمده است. در قسمت نتایج آمده است که در بررسی روایات تفسیری کلینی در اصول الکافی از تعداد 3801 حدیث، تعداد 760 روایت کاربرد تفسیری دارد؛ از این‌رو می‌توان گفت که نزدیک به یک‌پنجم روایات اصول الکافی را روایات تفسیری تشکیل می‌دهد و این مطلب نشانگر آن است که می‌توان اصول الکافی را به عنوان یک منبع متقدم قرآنی شناخت و از طرفی اذعان داشت که قرآنیات کلینی حجم قابل توجه و مهمی از اصول الکافی را تشکیل می‌دهد.
از دیگر نتایج این پژوهش اثبات کارآمدی روش تحلیل محتوا و نقد محتوایی روایات تفسیری است و این‌که نقد سندی نخواهد توانست صحت حقیقی این روایات را مشخص نماید. در بحث رویکرد کلینی نیز باید گفت که گرچه کلینی رویکردی تأویل‌گرا و تعمیمی درباره‌ی اهل بیت دارد اما نباید گمان شود که این رویه قطعی و تخطی‌ناپذیر است. با این حال، بی‌شک رویکرد غالب و دیدگاه حاکم بر اصول الکافی گزینش روایات بر اساس روش تأویلی و جری و تطبیق در شأن اهل بیت(ع) و به‌منظور اثبات اعتقادات امامیه پیرامون مبحث امامت و فضایل اهل بیت(ع) است.

کلیدواژه‌ها:
گونه‌پژوهی، روایات تفسیری، اصول کافی، قرآن‌شناسی، تفسیر، تأویل، جری و تطبیق.

منبع :
تازه های نشر