العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
شنبه 4 آذر 1396  |   5 ربیع الاول 1439

 

...
شماره : 1553 تعداد بازدید : 166


بازشناسی فکری ـ سیاسی جریان روشنفکری دینی لیبرال در ایران 80-1320(با تأکید بر علل هم‌گرایی و واگرایی این جریان در فرآیند شکل گیری و تداوم انقلاب اسلامی)

نوشته‌ی فریده باوریان

این رساله‌‌ توسط خانم فریده باوریان برای اخذ مدرک دکتری در رشته‌ی تاریخ انقلاب اسلامی از دانشگاه بوعلی سینا در اسفندماه 1395 نگاشته شده است. راهنمایی این رساله را آقای دکتر سیدمرتضی هزاوه یی و مشاوره‌ی آن را آقای دکتر حمید بصیرت‌منش بر عهده داشتند. این رساله در پنج فصل و 332  صفحه نوشته شده است و نویسنده در نگارش آن از 281 منبع فارسی و 6 منبع لاتین استفاده کرده است.
نویسنده در فصل اول با عنوان «طرح پژوهش» به تعريف و بیان مسأله، اهداف، اهمیت و ضرورت پژوهش، روش انجام پژوهش پرداخته و در ادامه به تعریف مفاهیم و اصطلاحات پژوهش پرداخته است.

پرسش اصلی این پژوهش عبارت است از:
چرا جریان روشنفکری دینی لیبرال طی روند زمانی شکل¬گیری و پیروزی انقلاب اسلامی به همراهی با نهضت اسلامی پرداخت، اما در جریان تداوم انقلاب اسلامی به واگرایی از جمهوری اسلامی روی آورد؟

سؤال‌های فرعی نیز عبارتند از:
1- بسترهای سیاسی ـ اجتماعی و مهم ترین عناصر و مؤلفه های فکری ـ اندیشه ای جریان روشنفکری دینی لیبرال در تاریخ معاصر ایران چیست و تا کودتای 28 مرداد چه تطوری داشته است؟
2- روند فعالیت جریان روشنفکری دینی لیبرال در آستانه ی شکل گیری نهضت امام خمینی(ره) و پس از آن تا مقطع پیروزی انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟ و چه عواملی زمینه ی هم‌گرایی این جریان را با نهضت اسلامی هموار ساخت؟
3- رفتارها و مواضع سیاسی جریان روشنفکری دینی لیبرال در جریان تداوم انقلاب اسلامی چگونه بوده است و چه عواملی زمینه را برای واگرایی این جریان از جمهوری اسلامی فراهم ساخت؟ 

مدعا (فرضیه‌ی) اصلی این رساله نیز عبارت است از:
جریان روشنفکری دینی لیبرال که با پایگاه مذهبی به عرصه ی فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی گام نهاده بود، در روند پیروزی نهضت اسلامی به دلیل تعامل با روحانیان روشنفکر و اعتقاد به تز دخالت دین در سیاست، به همراهی با نهضت اسلامی پرداخت، اما در ضمن استمرار و تداوم انقلاب اسلامی مبتنی بر حاکمیت دینی، برخلاف مواضع پیشین خود به دلایلی هم‌چون نداشتن مبانی فکری ـ نظری لازم برای تدوین یک برنامه و ایدئولوژی متناسب با اندیشه و ارزش های انقلاب اسلامی، مخالفت با روند مدیریت اجرایی روحانیان در ساختار حکومتی و اختلاف در سایر مبانی فکری ـ نظری، در تقابل با جمهوری اسلامی قرار گرفت.   
نویسنده در فصل دوم رساله با عنوان «بسترهای سیاسی ـ اجتماعی پیدایش جریان روشنفکری دینی لیبرال در ایران (1332-1320)»، ابتدا به سیر تاریخی و بسترهای شکل گیری جریان روشنفکری در اروپا و ایران پرداخته و در ادامه واژه‌ی روشنفکری را مورد بحث قرار داده است. شکل گیری جریان روشنفکری دینی در فضای سیاسی بعد از سقوط رضا شاه و نحوه-ی شکل گیری جریان‌های روشنفکری دینی چون روشنفکری اسلامی سنت‌گرا و نوگرا و فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی روشنفکران دینی در دهه ی 1320 تا کودتای 28 مرداد 1322 از جمله نهضت خداپرستان سوسیالیست و روشنفکری دینی لیبرال حول محور مهندس مهدی بازرگان دیگر قسمت‌های این فصل است.
فصل سوم این پژوهش به «فعالیت های سیاسی ـ فرهنگی روشنفکران دینی لیبرال در بستر تحولات سیاسی ـ اجتماعی، از کودتای 28 مرداد 1332 تا بهمن 1357» اختصاص یافته است. نویسنده در این فصل ابتدا به فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی روشنفکران دینی لیبرال از کودتای 28 مرداد تا فضای باز سیاسی 1339 می‌پردازد و آن‌گاه نقش روشنفکران دینی لیبرال در تحولات سیاسی ایران از فضای باز سیاسی 1339 تا قیام 15 خرداد 1342 را مورد بررسی قرار می‌دهد. فعالیت روشنفکران دینی لیبرال از قیام 15 خرداد 1342 تا آغاز فضای باز سیاسی در 1356 که از آن به عنوان در دوران رکود فعالیت¬های سیاسی نام می‌برد، سومین بحث این فصل است. وی در ادامه به نقش روشنفکران دینی لیبرال در تحولات منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و بررسی علل هم‌گرایی این جریان فکری با امام خمینی(ره) و نیروهای طرفدار ایشان می‌پردازد.
نویسنده در چهارمین فصل این رساله به «نقش روشنفکران دینی لیبرال در تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی از بهمن 57 تا فروردین 1380» پرداخته است. وی در این فصل موضع‌گیری‌های این جریان را بر اساس تحولات سیاسی دوره‌های نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان و ریاست جمهوری بنی‌صدر، آیت‌الله سیدعلی خامنه ای، اکبر هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی مورد بررسی قرار داده و در پایان فصل نیز تحلیل خود را از علل واگرایی این جریان با جمهوری اسلامی ارائه داده است.
آخرین فصل این پژوهش به نتیجه‌گیری اختصاص یافته است؛ نویسنده در این پژوهش به این جمع‌بندی رسیده است که جریان روشنفکری دینی لیبرال در طی سال های 1320 تا 1332، به مبارزه ی «مسالمت آمیز یا فرهنگی» با حکومت پهلوی می‌پرداختند. این روند با گذشت یک دهه و تحت تأثیر کودتای 28 مرداد 1332 دچار تحول جدی شد و به فعالیت¬های سياسی سوق پیدا کرد و این فعالیت‌ها در تشکیل «نهضت مقاومت ملی» و سپس «نهضت آزادی ایران» متبلور شد. این جریان سیاسی در سال‌های نهضت امام خمینی(ره)(1341-1357) و با وجود تفاوت های ایدئولوژیک و استراتژیک با امام خمینی(ره) و نیروهای تحت رهبری ایشان، به همراهی با این نهضت پرداختند و این ارتباط همراه با شدت و ضعف تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه یافت و پایگاه مذهبی، تحلیل آنان از قدرت روحانیان در بسیج سیاسی مردم، اعتقاد به عدم جدایی دین از سیاست و ... از برجسته¬ترین علل هم‌گرایی ایشان با نهضت اسلامی بود. این جریان پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره نگرش انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی داشت و از نظر نویسنده، علل واگرایی آن با جمهوری اسلامی عبارت بود از فرهنگ سیاسی دیرین و متفاوت با نیروهای اسلام‌گرای تحت رهبری امام خمینی(ره)، ویژگی های شخصیتی و کاریزماتیک امام خمینی(ره)، اختلافات درونی در این جریان و ....

کلیدواژه‌ها:
جریان روشنفکری دینی لیبرال، انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، هم‌گرایی، واگرایی

منبع :
تازه های نشر