العربي | فارسي| English

صفحه نخست | اخبار | مقالات | گفتگو | آثارمعاونت | تماس باما | پست الكترونيكي

 
پنج شنبه 30 شهریور 1396  |   -1 محرم 1439

 

...
شماره : 1520 تعداد بازدید : 325


شرایط سیاسی ـ اجتماعی شکل‌گیری مفهوم جمهوریت در فقه سیاسی معاصر ایران

نوشته‌ی آقاي سجاد چیت فروش

این رساله توسط آقای سجاد چیت‌فروش برای اخذ مدرک دکتری در رشته‌ی علوم سیاسی، گرایش اندیشه‌ی سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1395 نوشته شده است. راهنمایی این رساله را آقایان دکتر ابوالفضل شکوری (استاد راهنمای اول) و دکتر داود فیرحی (استاد راهنمای دوم) و مشاوره‌ی آن را آقای دکتر مسعود غفاری بر عهده داشتند. این رساله در دو فصل و360 صفحه نوشته شده و نویسنده در نگارش آن از 270 منبع فارسی و 5 منبع لاتین استفاده کرده است.
نویسنده در بیان مسأله و با اشاره به نسبت تحولات اجتماعی و فقه سیاسی، هدف خود در این پژوهش را بررسی و فهم این نسبت برای شناخت بهتر نسبت اسلام و مدرنیته در حوزه‌ی دولت‌سازی و سنت فکری اسلام جمهوری‌خواه بیان کرده است.

فرضیه‌ی اصلی پژوهش عبارت است از:
فقه سیاسی جمهوری اسلامی نظریه‌ی جدیدی در ایران معاصر بوده و از درون عوامل زیر برخاسته است:
الف) زوال نظم سلطانی
ب) ناتوانی‌های تئوری مشروطه‌خواهی
ج) تعامل و مواجهه‌ی تئوری‌های مشروطه با سنت‌های رقیب نظیر اندیشه‌های چپ، آزادی‌خواه و سلطنت‌ شیعی.
پیش‌فرض پژوهش نیز عبارت است از: در هر دوره‌ی تاریخی، چندین اندیشه در باب حکومت وجود داشته و در نهایت یکی از آن‌ها غالب می‌شود، بنابراین نمی‌توان جامعه‌ای را بدون یک اندیشه‌ی هژمونیک متصور بود و مهم‌ترین عامل در هژمونی و برجسته شدن این اندیشه، شرایط تاریخی و اجتماعی است. علاوه بر آن هریک از این اندیشه‌ها به اعتبار تحولات و دگرگونی‌های اجتماعی و هم‌چنین تعامل با سایر اندیشه‌ها و نظریه‌های رقیب در برخی مؤلفه‌های موجود در عقلانیت خود تغییراتی ایجاد می‌کنند.

سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از:
زمینه‌های اجتماعی ـ سیاسی‌ و نظری پیدایی و تحول فقه سیاسی جمهوری اسلامی در ایران معاصر کدام است؟

سؤالات فرعی نیز عبارت است از:
1-زمینه‌های زوال نظم سلطانی در ایران معاصر (از دهه‌ی20 به بعد) کدام‌اند؟
2-مهم‌ترین سنت‌های فکری اثرگذار بر شکل‌دهی به نظام فقه سیاسی جمهوری اسلامی کدام‌اند؟
3-فقه اسلام جمهوری‌خواه چه چالش‌ها، دریافت‌ها و تعامل‌هایی با سنت‌های فکری فوق داشت؟
در ادامه به تعریف مفاهیم پرداخته شده، آن‌گاه پاره‌ای پژوهش‌های صورت‌گرفته درباره‌ی موضوع پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است. شیوه‌ی جمع‌آوری داده‌ها کتابخانه‌ای و اسنادی است و نویسنده اطلاعات جمع‌آوری‌‌شده را در «چارچوب جماعت‌گرایی» قرار داده و با استفاده از روش تحلیل محتوا، به تبیین سؤال اصلی پژوهش پرداخته است. مهم‌ترین محور چارچوب جماعت‌گرایی آن است که در هر دوره‌ای، چند سنت فکری در تعامل با یکدیگر قرار دارند و هریک از این سنت‌ها نیز در درون خود اصحاب و پیروانی دارد و در تعامل با یکدیگر، موجب ساخته شدن عقلانیت و مؤلفه‌های آن سنت می‌شوند.
نویسنده در نخستین بخش فصل اول با عنوان «چارچوب نظری پژوهش؛ رویکرد جماعت‌گرایانه به جمهوری‌خواهی در ایران معاصر»، ابتدا به توضیح چارچوب رویکرد جماعت‌گرایی پرداخته و پس از بیان مهم‌ترین مؤلفه‌های آن، نحوه‌ی تطبیق آن با سنت اسلام جمهوری‌خواه را به عنوان یک سنت فکری مورد بحث قرار داده است. در دومین بخش این فصل نیز به بررسی تاریخچه‌ی جمهوریت در ایران معاصر و مکانیزم شکل‌گیری عقلانیت سیاسی سنت اسلام جمهوری‌خواه، با استفاده از مباحث اجتهاد و فقه پویای شیعه پرداخته است. بحران‌های معرفتی مؤثر بر شکل‌گیری مفهوم جمهوریت در ایران معاصر واپسین بخش این فصل است و در آن، شرایط اجتماعی ـ سیاسی دوره‌ی مشروطه، نحوه‌ی برآمدن سنت مشروطه و علل شکست آن و در نهایت تعامل سنت فکری فقه ‌مشروطه با اسلام جمهوری‌خواه مورد بحث قرار گرفته است. به باور نویسنده، تفکیک عرف و شرع یکی از مسائل مهم اندیشه‌ی سلطنت بود که به دلایلی دوام نیاورد و همین امر نیز موجب شد تا زمینه برای اندیشه‌ی حکومت اسلامی، که در پی ادغام این دو بود، فراهم آید.
«سنت‌ ‌اسلام ‌جمهوری‌خواه و سنت‌های رقیب» عنوان فصل دوم این پژوهش است و نویسنده در بخش اول این فصل به مقایسه‌ی اندیشه‌ی جمهوری اسلامی و چپ اسلامی از منظر افرادی چون محمد نخشب، علی شریعتی و حبیب‌الله پیمان پرداخته است. اندیشه‌ی چپ اسلامی که ریشه در اندیشه‌ی چپ مارکسیستی دارد، طی یک دوره‌ی زمانی شکل گرفت و بسط یافت و در نظر گرفتن قیودی مشخص برای دموکراسی متعهدانه از مهم‌ترین ویژگی‌های آن است. این اندیشه، رویکردهای ضد امپریالیستی شدیدی داشت و همین امر و نیز استقبال عمومی از آن موجب شد تا اصحاب سنت فکری اسلام جمهوری‌خواه از این سنت فکری تأثیر زیادی پذیرفته و برخی مؤلفه‌های آن هم‌چون دموکراسی متعهدانه و برگزیدن افراد حاکم از طریق مکتب را در دستور کار خود قرار دهد. نویسنده در ادامه به بررسی تأثیر اندیشه‌ی جمهوری اسلامی از رویکردهای لیبرالیستی پرداخته و پس از اشاره‌ای به نحوه‌ی شکل‌گیری سنت اسلام آزادی‌خواه از درون رویکردهای لیبرالیستی، نسبت آن با سنت اسلام جمهوری‌خواه را مورد بررسی قرار داده است. به باور نویسنده، اندیشه‌ی جمهوریت از این سنت تأثیر اندکی پذیرفت، چراکه عموم جامعه و نخبگان به اصحاب این سنت هم‌چون نمایندگان امپریالیسم نگاه می‌کردند، با این حال بررسی قانون اساسی شکل‌گرفته در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که پیروان این سنت فکری و سایر افراد نزدیک به آن در تعدیل قانون اساسی و جلوگیری از رادیکالیزه شدن آن نقش اساسی داشتند.
نویسنده در انتهای پژوهش به این جمع‌بندی رسیده است که در ایران معاصر، چندین سنت فکری فعال حضور داشتند، اما هیچ‌یک، به دلیل شرایط اجتماعی و یا ضعف‌های تئوریک، قادر به استمرار هژمونیک قدرت نشدند و جای خود را به یکی دیگر از سنت‌های فکری دادند. پس از شکست سنت فکری مشروطه، سنت فکری سلطنت شیعی معاصر بار دیگر و برای مدت محدودی حاکم شد ولی به دلیل عدم مقبولیت عامه و هم‌چنین برخی ضعف‌های تئوریک و نیز عدم وجود ریشه‌های دموکراتیک، قادر به استمرار فکری ـ سیاسی خود نشد و همین امر به تدریج موجب برجسته شدن اندیشه‌ی حکومت اسلامی گردید، چراکه این اندیشه، هدف اصلی خود را اجرای احکام اسلامی به واسطه‌ی حاکم مشروع اعلام کرده بود. این اندیشه نیز برای بقای خود نیازمند پذیرش عمومی بود از این‌رو به تدریج رویکردهای جمهوری‌خواهانه با رگه‌هایی از سنت چپ اسلامی به آن وارد شد.

کلیدواژه‌ها:
جمهوریت، فقه سیاسی، جماعت‌گرایی، اسلام جمهوری‌خواه.

منبع :
تازه های نشر